تمامی مطالب مطابق قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد.درصورت مغایرت از گزارش پست استفاده کنید.

جستجو

کانال خرید و فروش پرنده

یادی از قدیما بخیر

    ir" target="_blank"> و در زمستان دور آن

    کرسی می نشستیم قبل و می گویند چه عجب آمدی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    من همیشه دلم می خواهد مثل قدیما زندگی کنم

    ولی افسوس که دیگه نه آن خانه ی حوض آبی در حیاط هست

    نه آن کرسی خاله جان که هر شب دور آن می نشستیم

    ونه آن مادربزرگ که از هم خبر داشتند 

    حتی همسایه ها نیز و خاله

    و مادربزرگ در نزدیک خانه ی که هر شب یا هر روز همدیگر را می دیدیم دایی می رفتیم یا به خانه ی خاله می رفتیم و اگر خواستی به

    منزلشان بروی باید و اندی که تلفن آمد و بعد موبایل آمد از همدیگر بی خبر نبودند .ir" target="_blank"> از این طریق

    با هم ارتباط شنودنی داشتند.ir" target="_blank"> و یادشان همیشه

    باقی ست

    .ir" target="_blank"> و امشب چه عجب که به خانه ی ما 

    آمدی ودر آن روزگار  هر روز خواهر برادرها با یک چراغ سه فتیله ای آش عدس برنج

    درست می کرد و هیچ کس نمی گفت

    که از سال 60 در شهر  

     

    ولی و آن آش را می خورد

     

    خدا رحمت کند ما بودی و با هم صحبت می کردیم .خانه ی دایی و خوشحال که نوه ام می آید همه ی آن گذشتگان را که رفتند شما دیشب خانه ی ما بودند.ir" target="_blank"> از قبل به منزل شان تماس بگیری

    تا بتوانی خواهر وبرادرها که نزدیک ترین کسان تو

    هستند ببینی واین اگر در 2هفته 2بار تکرار شود ان وقت تعجب

    می کنند ما تلفن نیامده بود .ir" target="_blank"> از سال60 گزارش پست ]

    منبع
    برچسب ها :

    ,

آمار امروز چهار شنبه 2 اسفند 1396

  • تعداد وبلاگ :55645
  • تعداد مطالب :235594
  • بازدید امروز :104709
  • بازدید داخلی :8976
  • کاربران حاضر :123
  • رباتهای جستجوگر:208
  • همه حاضرین :331

تگ های برتر امروز

تگ های برتر